تجربه و بررسی بازی I Am alive

ایـــکســـــ پــــــــــی

فرهنگ گیم و زندگی

ایـــکســـــ پــــــــــی

تجربه و بررسی بازی I Am alive

اولین چیزی منو تو بازی "من هنوز زندم" منو به خودش جذب کرد اتمسفر بازی بود. ایده بازی i am alive یه اثر بقا محور احساسی با انتخاب های تعیین کننده و جهان بزرگ بود که یوبیسافت میخواست ازش یه فرانچایز بیرون بکشه اما نمیتونستن سر ایده ها و اجراشون به جمع بندی درستی برسن. حتی یه نسخه اول شخص لغو شده از بازی هم وجود داره.

اتمسفر رو ولی خوب درآوردن!

همون اول یه موسیقی منوی غم انگیز پخش میشه که آدم ته دلش خالی میشه :( یعنی احساس میکنید پایان خوشی نداره و دنیای بازی، دنیاش واقعا خاکستر مردست. نه که بیروح و بد باشه یعنی کاملا درست ساخته شده!

یه دنیای ساکت که توش فقط صدای باد میاد، همه چیز توسط مه غلیظ و گرد و خاک پنهان شده و همه چیز از رنگ و رو رفته. از دور صدایی میشنوید و تصمیم میگیرید وارد مه بشید، باید حواستون به قدم هاتون باشه چون انگار زلزله اومده، خیابون ها ترکیدن، ساختمون ها ریختن، همه چیز رها شده و جلو پاتونو نبینید رفتید تو اعماق زمین!

اتسمفر بازی
فضارو داشته باش!

وقتی به سمت صدا حرکت میکنید کم کم سایه یه آدم رو تو مه میبینید و میرید به سمتش و ناگهان میفهمید سمت شما اسلحه گرفته! اون ترسیده و کاملا منطقی فکر میکنه که شمام تو این آخرالزمان دنبال دله دزدی هستید. بهتون اخطار میده که عقب بیاستید وگرنه شلیک میکنه. ازش فاصله میگیرید و فکر کردید میتونید همه آدما رو به همین صلح آمیزی رد کنید؟ حین گشتن تو شهر مادر و دختری رو پیدا میکنید که به خاطر این گرد و خاک مریض شدن، انتخابشو دارید که بهشون کمک کنید یا تو مه رهاشون کنید. فکر میکنید بعد کمک بهشون اوضاع بهتر میشه اما جلوتر بهتون حمله میکنن تا کیفتونو غارت کنن و اینجا باید دستتون به خون آلوده بشه.

اگه این به بازی اکشن مثل last of us بود با یه تفنگ پر همرو میکشتید اما اینجا آخرالزمان واقعی تریه! بابت تک تک تیر هایی که دارید باید برنامه ریزی کنید. کی رو با تیر بکشید و کی رو با قمه، کی رو میشه بدون تیراندازی تسلیم کرد و حتی کی باید شل کنید و ازونجا برید.

در کنار اینا یه ویژگی برجسته این بازی نوار استامیناشه. نوار استقامتی که نمیذاره عین بز راهتونو بکشید و برید. درست زمانی که یوبیسافت داشت با پارکور های اساسینس کرید مانور میداد اینجا یه اثری ساختن که توش بالا رفتن، تاب خوردن و دویدن و حتی نفس کشیدن تو مه سمی غلیظ هم از استقامت شما کم میکنه و باید با آیتم های مختلف نوارش رو پر کنید وگرنه شروع میکنه به کم کردن سلامتی تون :)

مهمات
یه نکته جالب ایتم ها اینکه بعضیاشون مثل آب شنگولی جون شمارو کمی زیاد
ولی استقامت شما رو کم میکنن!
جزیئیاتتتتتتت!

بازی تو حالت Normal فرصت زیادی بهتون نمیده اگه بیشتر از یه تعداد مشخصی بمیرید از ابتدای check point باید آغاز کنید. اگرم میخواید بیشتر ازین فرصت ها داشته باشید میتونید آیتم دوربین رو پیدا کنید یا مردم رو نجات بدید.

بنظرم سگا خوب کاری کرد که ip رو خرید چون الان که یه بازی ازش وجود داره خیلی خوب میشه ایده های جالب i am alive رو درک کرد. این ایده ها پتانسل تبدیل شدن به یه فرانچایز خفن رو دارن. جهان درحال زوال، مردمی که نسبت به هم بی اعتمادن و دنبال بقان، مه سمی، بیماری ها و این انتخاب های اخلاقی در کنار سیستم های گیمپلی مثل نوار استامینا و بقا محور بودنش که باعث میشن برای هر حرکت خودتون برنامه بچینید.

اما خب، این ایده ها زیاد عمیق نشدن و با اینکه بازی میتونست یه چیز خیلی خفن تر باشه ولی به یه تجربه جالب معمولی رضایت داد. در کنارش یه سری ایرادات هم داره که ممکنه اذیت کنه ممکنه هم باخودتون بگید ولش کن حاجی مال 2012 عیب نداره.

فارکرای 3
قیافه یه بازی رندوم یوبی سافت تو سال 2012

روند بازی اونی نیست که یوبی سافت میخواست اما خب، درنوع خودش باحاله. شما در نقش یک پدرید که بعد یه سال دنبال حاج خانم و دخترتون تو شهر مه آلود تباه شده ای میگردید که میرسید به خونه سابقتون و ازشون یه نشونی پیدا میکنید. شما که شخصی بی نامی باشید تو هر check point از خودتون با handycam فیلم میگیرید و وضعیت رو شرح میدید.

سر راه یه دختر بچه ای رو میبینید که داره ول میگرده و از شما میگریزه. باهاش آشنا میشید و اونو میرسونید یه جای امن و حالا براش دارو فراهم میکنید چون این مه غلیظ سمیه و در مرحله بعد اونو میرسونید پیش یه فردی به اسم هِنری و بعدم مامانشو پیدا میکنید و خلاصه تا انتها که اینارو با یه کشتی از شهر خارج کنید.

بنظر دنیا دچار یه قیامت مانندی شده و پکیج کامل سیل، طوفان و زلزله باهم برای شهر ها ارسال شده که منشا اون تا آخر بازی نامعلوم باقی میمونه. چیزی که باحاله صحنه پایانی بازی بعد از انتخاب اخلاقی شما برای پیدا کردن هنری یا سوار شدن به کشتیه، در نهایت غافلگیر میشید که تمام اون کاتسین ها داشته از چه زمان و توسط چه کسی پخش میشده که باحاله در نوع خودش.

اما من از همون موسیقیش درست حدس زدم تهش تقریبا چطوره

تیتاب مرا بدهید

فرایند ها و روایت جالبیه، تو مپ باحالی هم رفت و آمد میکنید. از حق نگذریم نقشه بازی و کلا اون شهر و طراحی مسیر هاشو دوست داشتم. تو فاضلاب، تو یه کشتی که افتاده وسط یه ساختمون، توی دره های عمیق و کلا این تم تخریب شده آخرالزمانیش قشنگه. چالش برانگیزم هست و حسابی نوار استقامت شما رو خالی میکنه تا بدونید اتزیو نیستید که از همه چیز مجانی بکشید بالا :)

مپ بازی
یه نکته جالب دیگه بازی اینکه به مرور نقشه شما تغییراتی بنیادین به خودش میبینه!
اونم اینکه جاهایی که بن بست هست رو خط میکشید که تو مه گم نشید.

یه چیز باحال بازی این رفتار مردم تو شرایط آخرالزمانی بود. با پیشروی تو شهر متوجه میشید ملت به طریق مختلف میخوان شمارو لخت کنن! ممکنه یه جا یه عالمه جنازه ببینید و با خودتون بگید عه چرا اینقدر عجیب پشت سر هم مردن بعد میبییند دوتاشون پا میشن روتون اسلحه میگیرن میگن رد کن بیاد جوان :| یا حتی تو این وضع میبینید که ملت همدیگه رو زندانی میکنن و مخصوصا تو مرحله مربوط به hotel متوجه میشید فرقه های شیطانی تشکیل میدن و زنا رو میدزدن :/

خداوکیلی هر کدوم از ایده های غافلگیر کننده ای که نشون میده پتانسیل یه مرحله فرعی ناب و خفن رو دارن اما خب

بازی همینه :!

هیچ چیز عمیقی وجود نداره و همه چیز سطحی پرداخته میشه. کاراکتر هایی که قشنگ پتانسیل تبدیل شدن به یه داستان مولایی رو دارن اما در حد چند تا دیالوگ محدود میشن و محیطی که میتونه بستر یه تراژدی الله ناموسی باشه اما حیف میشه.

در رابطه با گیمپلی بازی هم ایده ها باحالن. همین سختی که تو طی کردن مسیر تو مه غلیظ میکشید باعث میشه محیط براتون ملموس تر بشه. مثل سایلنت هیل نیست که حس کنید یه چیزی از اون تو در میاد، بیشتر یه طوریه که تورو خدا برس به یه چیزی دارم میمیرم از تنگی نفس -_-

البته تو مسیر یه موجود عجیبی تو مه هست که دور آتیش داره میچرخه من بهش نرسیدم، گمونم جهش یافته ای چیزیه، بفرما -__- اینم یه ایده نام دیگه که حیف شده.

هیولا
این چه موجودی بود؟ برای رسیدن بهشم باید یه مسیر خاصی رو میرفتید که من نرفتم

از یه چیز دیگه توش خوشم اومد گیمپلی مبارزاتش بود که مبارزه نبودن و بیشتر شما رو مثل بقیه، یک فرد آسیب پذیر و کمی زرنگ تر نشون میدادن. شما وارد یه جمع میشید اول میبینید کیا مسلح هستن و کیا قمه دارن و کی زره پوشه! بعد باید برید سمت کدومشون و ناگهانی با قمه بکشیدش بعد سریع هفتیر بکشید و با دو سه تا تیری که دارید بقیه رو بزنید اما تیر ها هیچوقت کافی نمیشن و نیاز به استراتیژی دیگه ای دارید

یعنی تسلیم کردن.

میتونید افراد رو تسلیم کنید البته حواستون باشه.

خشاب شما خالیه اما اونا که اینو نمیدونن ":))))

سعی کنید تابلو نکنید وگرنه حمله میکنن.

تسلیم کردن
استراتیژی درست موقع درگیری باعث حفظ مهمات برای درگیری بعدی میشه
حتی اگه خوب عمل کنید مهمات اضافه هم میده
در حد دوتا دونه تیر!

کلیت این سیستم خیلی باحاله و اگه بیشتر روش کار میشد مثلا میذاشت مخفی کاری بکنیم، حواس پرت کنیم یا بیشتر روی مبارزات کار میکردن واقعا چیز خفنی میشد. ایرادش اینکه سیستم هدف گیری خودکاره و کافیه ماوس رو چپ و راست کنید خودش میشینه رو هدف اما گاهی اشتباه میشینه و تیر به اون کسی که نباید میخوره -.-

چون اونی که مسلحه اگه زنده بمونه نمیشه با اسلحه تسلیمش کرد، اون در هر حال شلیک میکنه بهتون

بازی باگ هم کم نداره و یه هفت هشت ده باری کرش کرد و پرتم کرد بیرون. طراحی چهره ها خیلی همچین بیروح و بعضیاشون درب داغونن ولی بعضیاشونم خوبن اما قشنگ معلومه یوبیسافت اومد گفت هرچی ساختین جمع کنید که وقت انتشاره.

در پایان خدمتتون عرض کنم که I aM ALIve یه تجربه کوتاه، جالب، باگ دار، دلهره آور و گاهی ترسناک و البته حرص دهندست، حرص ازین نظر که میگید حاجی ایده های به این نابی رو چرا عمیق نپرداختن که الان last of us شاخ شده واسه ما ×_× بازی با یه داستان تکان دهنده و محیط آخرالزمانی دلگیرش شمارو تو خودش غرق میکنه و صد البته آهنگسازی اون به غرق شدن شما تو محیطی که دلتون میخواد عمیق و پر جزئیات باشه ولی نیست کمک میکنه ":)

اگه این بازی رو کردید نظرتون رو بگید ":)

اگه نکردید یه وقت خالی بذارید براش چیز جالبیه.

🌹mohammad🌹
چهارشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۵
23:0
دندان روی جگر بگذار.