ایـــکســـــ پــــــــــی | چطور عاشق بازی ها شدیم

ایـــکســـــ پــــــــــی

فرهنگ گیم و زندگی

ایـــکســـــ پــــــــــی

زندگی گیمی من - پارت 7

زندگی گیمی من ":)

هرکدوم از ما ها که عاشق دنیای ویدئو گیم هستیم یه طوری واردش شدیم و به اینجا رسیدیم، بعضیامون با کنسول های دستی بعضیام با کامبویتر، یه عده فقیر و تنگ دست عده دیگم کلکسیونر کنسول های کمیاب !

چیزی که مهمه اینکه چه آتیشی تو وجود ما روشن کرد و آیا هنوزم روشنه ؟

زندگی گیمی من بخشی از نوشته ها تو گروه " چطور عاشق گیم شدیم" هستش که هرکسی میتونه قصه هاشو اونجا تعریف کنه پس شمام داستانتون رو بگید !

✨🎮✨

قسمت قبلی رو بازی های خاطره انگیز لاک پشت های نینجا اختصاص دادیم این قسمت سراغ اعجاز دیگری میرویم به نام Chicken little یا جوجه کوچولو

بریم که داشته باشیم ":)

ادامه مطلب ..
🌹mohammad🌹
شنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۴
11:19
دندان روی جگر بگذار.

زندگی گیمی من - پارت 6

زندگی گیمی من ":)

هرکدوم از ما ها که عاشق دنیای ویدئو گیم هستیم یه طوری واردش شدیم و به اینجا رسیدیم، بعضیامون با کنسول های دستی بعضیام با کامبویتر، یه عده فقیر و تنگ دست عده دیگم کلکسیونر کنسول های کمیاب !

چیزی که مهمه اینکه چه آتیشی تو وجود ما روشن کرد و آیا هنوزم روشنه ؟

زندگی گیمی من بخشی از نوشته ها تو گروه " چطور عاشق گیم شدیم" هستش که هرکسی میتونه قصه هاشو اونجا تعریف کنه پس شمام داستانتون رو بگید !

✨🎮✨

قسمت قبلی رو بازی خاطره انگیز همسایه جهنمی اختصاص دادیم این قسمت سراغ اعجاز دیگری میرویم به نام لاک پشت های نینجا

بریم که داشته باشیم ":)

ادامه مطلب ..
🌹mohammad🌹
جمعه دوم آذر ۱۴۰۳
12:56
دندان روی جگر بگذار.

زندگی گیمی من - پارت 5

زندگی گیمی من ":)

هرکدوم از ما ها که عاشق دنیای ویدئو گیم هستیم یه طوری واردش شدیم و به اینجا رسیدیم، بعضیامون با کنسول های دستی بعضیام با کامبویتر، یه عده فقیر و تنگ دست عده دیگم کلکسیونر کنسول های کمیاب !

چیزی که مهمه اینکه چه آتیشی تو وجود ما روشن کرد و آیا هنوزم روشنه ؟

زندگی گیمی من بخشی از نوشته ها تو گروه " چطور عاشق گیم شدیم" هستش که هرکسی میتونه قصه هاشو اونجا تعریف کنه پس شمام داستانتون رو بگید !

✨🎮✨

اما قسمت پنجم داستان من :)

توی قسمت قبل ( ازینجا بخون ) درباره سندباد گفتم. یکیاز بازی ها لایسنس داری که چشم منو به گیمپلی های شمشیری و جهان های فانتزی روشن کرد ":) اما امروز میرم سراغ یه گیم دیگه از این مسیر یعنی همسایه جهنمی :)

بریم که داشته باشیم!

ادامه مطلب ..
🌹mohammad🌹
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۳
20:57
دندان روی جگر بگذار.

زندگی گیمی من - پارت 4

پارت اول

پارت دوم

پارت سوم

پارت قبلی راجع به اعجاز شرک ۲ گفتم اما کنارش به چیز خفن دیگم بود

سنباد!

آیا منظورم همون سنباد شلوار کردی عمامه پوش کارتون های دهه 60 هه؟!

بریم ادامه تا ببینیم :)

ادامه مطلب ..
🌹mohammad🌹
سه شنبه دوم خرداد ۱۴۰۲
9:40
دندان روی جگر بگذار.

زندگی گیمی من - پارت 3

پارت اول

پارت دوم

این قسمت میخوام براتون از نقطه عطف تاریخ زندگیم بگم ...

روزی که من ،تبدیل به من شدم !

روزی که حماسه آغاز شد

روزی که زندگیم تغییر کرد و من به عنووان یک شوالیه برگزیده شدمممم

روزی که ستارگان در یک مسیر قرار گرفتند و خورشید قرمز شدددددد

روزی که همه مردم دنیا چشم هایشان به من خیره شددددد

.

روزی که SHEREK 2 رو نصب کردم :|

ببین داوش برا من خیلی تعیین کننده بود درک کن :_؟

ادامه مطلب ..
🌹mohammad🌹
جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲
9:42
دندان روی جگر بگذار.

زندگی گیمی من - پارت 2

راستش تازگی فهمیدم آلیس چان بهتر از من خاطره میگه :/

خب زنندگی رد دوران ما (با توجه به چند تار موی سفید رو کلم ) حول این مانیتور های قلمبه میچرخید که دلت میخواست دماغتو بزنی بهشون بعد صدای چیزز میومد . در نتیجه سنگین بودن و برام سواله واقعا اون همه فضای خالی اون قلمبه پشتشون چرا وجود داشت اصن -.-

بعد از BUGS'S LIFE یه سری بازی هایی برام نصب میکردن که تو این 20 و اندی سال هرچی تلاش کردم اسمشونو سرچ کنم بفهمم چی بودن یادم نمیاد و پیدام نمیشن -.- یه ماشین بازی بود که همه استایلش بلاک های اسباب بازی بودن بعد میشد توش ماشین خودتو بسازی و تو مسابقاتش تله بذاری و اینا حتی یادمه شخصیت اول که رو صفحه میومد یه شمایل دزد دریایی داشت .

آیکنش هم یه آینه بود که دوتا خط به نشانه سرعت روشه :|

خلاصه منو مامانم خیلی دوست دار این گیم بودیم و چه ماشین هاکه نساختیم . البته ننم اسکوتر میساخت و کلابه سقف و کاپوت اعتقادی نداشت ولی من ! من به عنوان یک انسان خلاق یه چهار دیواری چرخ دار میساختم و تا جایی که میشد ارتفاعشو بالامیبردم با آجر گذاشتن :»)

تا اینکه ننم با چیزی آشنا شد که آنزمان بهش میگفتند

برید ادامه بهتون بگم ")

ادامه مطلب ..
🌹mohammad🌹
جمعه یکم اردیبهشت ۱۴۰۲
11:37
دندان روی جگر بگذار.

خاطره بازی با گیم ها p2

سلام بچه ها,, واقعا باید من به لوح تقدیر داد

نگاه من چقدر به فکرم !!

الان ساعت ۷:۲۵ صبحه... من مانتو به تن و جوراب به پا در حال شونه کردن مو برای رفتن به مدرسه ام اما بازم دارم پست می‌ذارم..

لوح تقدیر میخوامممممم!!!!!

جدا از شوخی بریم برای پست!

ادامه مطلب ..
🌹آلیس چان🌹
سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۲
7:33
دندان روی جگر بگذار.

زندگی گیمی من - پارت 1

من از قصد درباره خاطراتم نمینوشتم چون دلم میخواست بازدید زیاد شه بعد خوهان پیدا کنه :/ ولی الان گفتم بزا بنویسم ، فردا رو چه دیدی ...

پس کمر بندا رو سفت کنید که استاد خاطره گویی رسید :) از شانس خوبتون من به خاطر اینکه زیاد فامیل و آشنا نداشتم خاطرات خیلی دقیق تو ذهنم موندن *)

محله ای که ما توش زندگی میکردیم یه جای مذهبی، تو یه شهر مذهبی بود که اصلا شرط خونه داشتن تو اون مجتمع شیخ بودن بود بوده :| همونطور که گفتم آشنا های فیزیکی خیلی نداشتیم پس گیمای جدید و اینام خیلی تجربه نکردم

اما اولین خاطره من :)))

ادامه مطلب ..
🌹mohammad🌹
چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۴۰۲
12:26
دندان روی جگر بگذار.