آیا زندگی یه بازیه؟ یا بازی ها در واقع بازتاب زندگی هستند؟ - بازی سازی و بازی وارسازی-Gamification
انجام دادن بازیها جذاب و سرگرم کننده است و پیوسته ما رو تشویق میکنند که به انجامشون ادامه بدیم و از اون لذت ببریم،
پس اگر به هر کار دیگه ای شکل بازی بدیم و از روشهای بازیها درش استفاده کنیم ، انجام اون کار برامون سرگرم کننده و دوستداشتنی میشه . به این کار می گن گیمیفیکیشن و با اینکه مترجمان عزیز تصمیم گرفتند اسمش رو به فارسی بذارن بازی وارسازی من ترجیح می دم بهش بگم بازیانه کردن ، نمی دونم، بازی وار یه جوریه.
به هر حال از برنامههایی مثل دولینگو بگیر تا درس دادن معلمهای پیش دبستان قطعاً ثابت شده که شبیه کردن یه کار به بازی می تونه برامون جذابش کنه پس باید بشه این رو تو جاهای دیگه ی زندگی مون هم پیاده کنیم ولی اول باید اصلاً ببینیم چرا انجام بازیها برامون جذابه.
........
از بازیهای بچهها تا بازیهای روزمیزی یا ویدیویی مکانیک ها و قوانین بازیها چیزی نیستند جز بازتاب غریزه های ما آدمها .
مثلاً ،
ذهن ما از دریافت پاداش های مختلف انگیزه می گیره و به انجام کاری که شرط پاداش باشه علاقهمند می شه پس ، بازیها میان برای ما دستاورد ها و پاداش های مختلف طراحی می کنن شامل انواع و اقسام امتیاز ها و اچیومنت ها و مراحل و آیتم های جدید . (خلاصه که یه NPC میاد میگه برو این کوئست رو انجام بده بهت شکلات میدم ما هم میریم و انجام میدیم.)
خب این در زندگی واقعی در شغل و کار کاربرد داره دیگه یه کاری رو انجام میدید در ازاش حقوق و ترفیع و اینها میگیرید ، علاوه بر اون در آموزش هم کاربرد داره ولی ما می تونیم برای اهداف خودمون و پیشرفتمون هم پاداش تعریف کنیم و به خودمون انگیزه بدیم.

ما توی زندگی مون همیشه دنبال پیشرفت هستیم و می خوایم که آدم بهتر و توانمند تری باشیم البته که بازیها از این استفاده میکنند این همه درخت مهارت و قابلیتهای جدید که می تونیم برای شخصیت/پایگاهی که داریم بگیریم.
انگیزه ی ما برای یادگرفتن مهارت های مختلف مثلاً زبان یا برنامه نویسی هم از همین جا میاد.

حالا که قراره این دستاورد ها به ما داده بشوند و قبول کنیم که داریم پیشرفت میکنیم نیاز به بازخورد بصری از بازی داریم پس بازی میاد یه نوار طراحی می کنه که با شهد شیرین بازیها پر می شه : اکس پی
درواقع این نقاط تجربه پنجاه سال پیش با دانجنز اند درگنز فراگیر شدن جایی که یه متغیر عددی وجود داشت تا نه تنها به پاداش و پیشرفت منجر بشه ولی فرایندش رو هم به بازیکن نشون بده تا بازیکن پیوسته تشویق بشه.
مشخصاً همچین چیزی انقدر خوب کار میکرد که پاش به بازیهای دیگه ، بازیهای ویدیویی و در نهایت به خارج از بازیها باز بشه.و بسیار بسیار اپلیکیشن های مختلف دیدیم که از این تجربه استفاده می کنند.
و درواقع به نظرم تعریف مقدار برای پیشرفت مون توی زندگی واقعی می تونه ایده ی خیلی خوبی برای دیدن اون پیشرفت در نتیجه انگیزه گرفتن باشه.

ما توی جامعه خودمون رو با دیگران مقایسه میکنیم تا ببینیم چقدر باید پیشرفت کنیم و از رقابت با دیگران انگیزه میگیریم ، جدای از بازیهای رقابتی لیدربرد ها و جوامع بازیها (کلن ها و غیره) هم از همین مسأله ریشه می گیرند.
مسابقات مختلفی که در موضوعات مختلف چه ورزشی و چیز های دیگه وجود دارن هم از همین استفاده میکنند تا برای مسابقه دهندگان جذاب باشند.
آدمها دنبال مالکیت و داشتن اموال و قلمروی بیشتر هستند معلومه که بازیها این رو بلااستفاده نمی ذارن . انواع داراییهای دیجیتال رو برای ما طراحی میکنند ، خونه ، پایگاه ، آیتم، ساخت و ساز و خیلی چیز های دیگه، داشتن اینها نه تنها برای ما لذت بخشه بلکه به عنوان پاداش برای انجام فعالیتهای مختلف هم می تونه استفاده بشه.

و اینجا میرسیم به چیزی که نظرم مهمترین عامل پیشرفت بشر در طول تاریخ و بسیار تاثیرگذار در انگیزهها مون توی زندگی امروزمون هست ، اصلاً شاید برای همین بازیها رو میسازیم و بازی میکنیم : کنجکاوی و نوآوری
ما نمی تونیم یکنواخت بودن زندگی و چیزهای تکراری رو تحمل کنیم دنبال ایجاد و کشف چیز های جدید هستیم توی بازی ها (علاوه بر اصلاً کل موجودیت بازی ها) روشهای مختلف برای شکست دادن چالش ها ، جهان های باز ، و ایستر اگ ها وجود دارن که منتظر ما کشف شون کنیم
یه مرحله می تونه راه مختلفی داشته باشه، یا شاید پشت اون بوته ها آیتم جدیدی قایم شده ؟
اصلاً آخر داستان بازی چی می شه ؟
خب اینکه تو کل زندگی مون کاربرد داره ، ولی به طور بازیانه تر توی تدریس و مکان های گردشگری استفاده می شه
چیز های اسرار آمیز ذوق ما رو برای پیدا کردن جواب در پی دارند.
البته که ما هم برای یادگیری و انجام کار های مختلف از همین انگیزه میگیریم.
خلاصه که بازیها یه نمونه ی کامل از اینکه چه چیز هایی ما رو برای انجام کار های مختلف تشویق میکنند هستن و درواقع چیزی جز آینه ی زندگی واقعی ما نیستند .