چطور گیمر شویم؟ - فرار نکن!
از موبایل پلیر ها گرفته تا pc پلیر هایی که خدا تومن خرج کامبیوترشون میکنند یه دلیل مشخص برای بازی کردن دارن:
فاصله گرفتن از زندگی واقعی
درسته دوستان -.- زندگی واقعی مملو از اسمشو نبر هایی که به اسمشو نبر ترین حالت ممکن هممونو اسمشو نبر میکنن ×_× و زی این فشار اسمشو نبر، اسمشو نبر میشیم...
تجربه تعاملی بازی های ویدئویی از انواع سبک ها و روی انواع کنسول ها بهمون این فرصت رو میده که جای شخصیت های مختلفی قرار بگیریم، شخصیت هایی که در حالت عادی نمیتونیم باشیم و کار هایی رو بکنیم که درحالت عادی یا پلیس میگیرتمون یا چند ماه تو گچ میریم. داستان هایی رو تجربه میکنیم که شاید به عمیقی خوندن یه کتاب 300 صفحه ای نباشن ولی لذت قدم زدن تو دنیای اون کتاب و لمس اتفاقاتش لذت کمی نیست.
گیم میتونه حواس مارو به کار بگیره، از واکنش به موقع تا انتخاب یه تصمیم حیاتی که جون کاراکترمون بهش بستست. مارو جلوی غول ترین هیولاهای روانی قرار بده تا جر بخوریم. توی یه معبد باستانی از تله های مرگبار فرار کنیم و کلید نیترو رو بزنیم تا جاده رو به آتیش بکشیم...
مخلص کلام اینکه طی این بیست و چند سال گیم به اقیانوس بی انتهای دوپامین و سایر هرمون های غرق شدنی لذت بخش تبدیل شده که هممونو نمک گیر میکنه. میتونه ساعت ها مارو پای خودش بشونه بدون اینکه گذر زمان رو حس کنیم.
خب این به خودی خود باحاله مثل هر تفریح دیگه ای از سینما و انیمه گرفته تا باشگاه و اکیپ های دوستانه ولی جایی باعث مشکل میشه که تفریح هامون تبدیل به سنگر میشن. سنگری جلوی بازی زندگی که باهاشون وقت کشی کنیم. وقت کشی برای روبرو نشدن با چالش های زندگی مثل پیدا کردن هدف، برنامه ریزی، چاره اندیشی جلوی مشکلات...
باو امتحان ریاضی اصن چالش نیست جلوی اینا -.- بشین بخون
یه میم دیدم که تو لایو از یه گیمر میپرسیدن چرا دخترا آرایش میکنن میگفت به همون دلیل که پسرا گیم میزنن ":)
فرار از واقعیت!
ما برای فرار کردن از سناریو واقعی زندگی خیلی کارا میکنم به شخصه تو کار ساختن سناریو های خیالی هستم :/ ینی دارم میرم پاساژ دنبال کارت دانشجویی گم شدم بگردم، وسط خیابون دارم سناریو مبارزه با اوباش میچینم، تازه شانس آوردم چراغ قرمز بود ماشین زیرم نکرد.
کارت دانشجوییم گم شده بچه ها دعا کنید پیدا شه :/
پیدا شد ⭐🗿⭐ تو جیبم بود -.- یه هفته بی کارت بودم!
خب این یکی از عوارضشه!
حواس پرتی ":)
بازی و سرگرمی جزئی از زندگی هستند که در طول زمان شکلشون تغییر میکنه اما همیشه جزئی از زندگی هستند، نه زندگی جزئی از اونا -.- معمولا بازی خاصی پیدا نمیشه که بعدش بگید " خب من باید برای زندگیم تلاش و کوشش کنم 💪" چون همون تجربش با صفحه کلید و دسته باحاله فقط. اینروزا خیلیا علاقه دارند استریمر یا یوتوبر - گیمر بشن :/ یعنی هم دوپامین و لذت هم پول #)
پاشو سید -.- پاشو جمع کن خودتو!
درسته زمونه عوض شده و کار کردن فقط تو معدن نیست ولی تو دیگه خیلی گش×اد کردی
اگه روزی بیشتر از یکی دو ساعت پای بازی میگذرونید، ورزش نمیکنید، مهارتی یاد نمیگیرید و درسم نمیخونید بهتره یه تجدید نظری تو این روال بکنید. الان زندگی راحته و سولز لایک پلی میدی برسی بعدی از 18 سالگی زندگی باهات سولز پلی میده! اینرو از من بشنو ای جوان نو -_- به هرچیزی زمان و اولویت مشخص بده، خودشناسی کن و مسیری برای خود انتخاب کن. مسیر مبهمه؟ گیجی؟ راهنما نیاز داری؟ عیب نداره! ادامه بده، مطالعه کن و مشاوره بگیر.
چون شما چه گیمای امسال رو پلی بدی چه ندی یا عقب بمونی از بقیه (بی اهمیت ترین چیز) با پا گذشتن به سن 20 مسئولیت هایی خواهید داشت. مسئولیت مالی خودتون و خانواده، استقلال مخصوصا برای پسرای پرسنن ^_^، مسئولیت های خونه، اهداف بلند مدت و توجه به شرایط اطراف!
تا سی سالگی که خرجتو بابات نمیده! خدارو شکر کنید اتفاق تلخی نیافتاده وگرنه عین مربی شنا که هلت میده تو استخر زندگی هلتون میده تو واقعیت و یه دفعه خرج خونه میافته روتون. تا این نعمت رو دارید قدر بدونید و مفت خوری مکنید.
اونجوری که من از قبولی رشتم، زندگی تو شهر دور، سیر و سفر با شوتی و اتوبوس، از دست دادن دوست و آشنا، تغییر و تحول فهمیدم اینکه یک جا نشستن، اعتیاد به بازی و فکر اینکه ازینم پول دربیارید پتانسیل شمارو به هدر میده. بهونه نیار که "نه من گیمر به دنیا اومدم -.-" تو این همه ظرفیت نا شناخته نیستی که چهارتا کلید رو پشت هم فشار بدی :/ مثل رود باید جاری بود و آموخت و زمین خورد و بلند شد و...
از بازی های کامبیوتری برای فرار از زندگی استفاده نکنید.
شما درونش محکوم به زنده بودنید!
بازی هم باحاله ولی درحد و اندازش، منم دوست دارم وقتی بازی میکنم مفاهیم و چیزای جالبش رو بنویسم تا این تفریح هم یه تفریح مفید تر بشه ":)
.
.
.
تا درودی دیگر خدا یار و نگهدارتان