کازینو تاک | نقد و بررسی بازی Fancy Pants adventure

ایـــکســـــ پــــــــــی

فرهنگ گیم و زندگی

ایـــکســـــ پــــــــــی

کازینو تاک | نقد و بررسی بازی Fancy Pants adventure

حس و حال کلی

فنسی پنت گرافیک هنری

سوشیانس :
خب ، من یه روز داشتم توی فارسروید میگشتم تا یه بازی خوب پیدا کنم ؛ بعد از مدتی به funcy pants adventure برخوردم و دانلودش کردم. از همون اول ، و منوی بازی ، این یک game کودکانه به نظر میرسه. گرافیک و هویت بصریش با استفاده از نقاشی های کودکانه پرداخته شدن و تم ورزشی ، پر جنب و جوش و ساده ای داره ؛ طوری که با نگاه اول من رو به دنیای خودش کشید.​


​​​​​​Saul:

در نگاه اول میبینیم که fancy pants پیچیدگی خاصی نداره و یک بازی ساده هست. این بازی به موارد کوچیکی که بعضی از بازی های هم سبکش توجه نمیکنن ، توجه میکنه و به شکل خلاقانه ای اون ها رو طراحی میکنه ، ساده ترین مثالش زمانی هست که میخوایم مراحل رو انتخاب کنیم ، بر خلاف بعضی از بازی هایی که یک ایده تکراری برای این بخش دارن ، fancy pants یک محیط جالب رو به وجود آورده که باعث میشه ماندگاری بیشتری برای مخاطب داشته باشه ، موارد دیگه ای هم هست که توی بازی وجود داره و میشه این نتیجه رو ازش گرفت که این بازی با نگاه خلاقانه و ساده ای که به موارد مختلف داره به هدفش رسیده و هرکسی که بخواد چند ساعت لذت بخش و سرگرم کننده رو بدون پیچیدگی های بقیه بازی ها بگذرونه این بازی قطعا یکی از بهترین گزینه هاش هست


محمد:
ماجراهای شلوار قشنگ یکی از عجیب ترین مخلوط هایی که میشه تو کافه ها و آبمیوه فروشی های شهر گرفت، ترکیبی از هر چیزی که میشه اونرو پلتفرمر کرد.
یک تصویرسازی کارتونی ساده و ماجرایی که فکرشم نمیشه کرد اینقدر متنوع باشه. با گفتم کلمه "نخوندم" به تکراری شدن شما رو تا آخر میکشونه و جو فان با رنگ های شاد امضا هایی هم از خودش ارائه میکنه. نه صرفا یک ترکیب در هم و برهم.
به محض ورود به دنیای بازی محیط کاربری کاملا در اختیار جو بازیه، کارتونی و شبیه نقاشی های ساده، یک کاراکتر ساده تر اما بازی که اصلا خودش رو ساده نمیگیره.
منوی اولیه بازی یا خونه واقعا یک خونست که اتاق هاش به مراحل اصلی، اتاق تمرین، اتاق خواب و دوتا اتاق قفل که نمیدونم چین باز میشه.
با پیشروی در 13 مرحله برای نجات خواهرمون اتاق خواب ما مملو از وسایل شخصی سازی مختلفی میشه، از تعویض شلوار و مدل مو گرفته تا سلاحی که تو دست داریم.

گرافیک هنری و فنی

محمد :
شلوار قشنگ شبیه نقاشی های دوران بچگیمونه، در عین سادگی پر جنب و جوشه، رنگ ها شادن، تا جایی که راه رفتن و دویدن و دور گرفتن یا حتی لم دادن به دیوار هم با جزئیات طراحی شدن انگار یک انیمیشن استیک منه
این محیط فان دشمنای فانی هم داره، طوطی که شمشیر بدست گرفته تا موشی که به سمت شما شلیک میکنه
ساده ترین مکانیک ممکن، شاید نینجا ها که شبیه شپشن شمارو کمی به چالش بکشن
اگه طالب فایتی حتی در حد سونیک هستید بیخیال شید.


سوشیانس :
این بازی ، محیط های مختلف و متنوعی داره و برای هر کدوم دشمنان و طراحی هنری متفاوتی در نظر گرفته ؛ و هر مرحله یه تابلو نقاشیه که کودکی پنج ساله ، با نهایت ظرافت و زیبایی اونو کشیده.
این بازی ، در عین فانتزی بودن ، بی نهایت واقع گرایانه است و توی مبحث گیم پلی بیشتر در مورد این ویژگی بازی صحبت می‌کنیم ؛ انیمیشن های بازی مثل گیمپلیش به شدت واقع گرایانه ان. انیمیشن های روان اصلی ، و انیمیشن های واسط داره که دقیقا نشون بدن لحظه به لحظه "مستر فانسی پنتس من " چیکار میکنه ؛ مثلا، مثل بقیه بازی ها ، نمیتونید ناگهان از حالت دویدن به حالت سر خوردن برید ؛ و شخصیت در حین دویدن کمی میشینه ، و بعد انیمیشن سر خوردن (dodge) اجرا میشه.
دشمنان بازی ، مثل افرادی دلقک هستن که مثلا میخوان جلوتونو بگیرن ، ولی خب از قیافشون مشخصه که نمیتونن ( بجز اون طوطی بیفانوس :/ با اون غازای جوگیر دلقک اگه شمشیر نداشته باشید :/ )


Saul:
بازی fancy pants adventures برای چندین سال پیش هست ولی زمانی که من بازیش کردم متوجه گذر زمان نسبتا طولانی از انتشارش نشدم ، این از ویژگی های گرافیک کارتونی و خلاقانه بازی هست که همونقدر که برای من جذابیت داره برای کسی که در سال اول انتشار این بازی رو تجربه کرده جذابیت داره ، گرافیکی که در طول بازی ازش خسته نخواهید شد و جزئیات و چشم نواز بودنش همیشه شما رو شگفت زده میکنه ، و با توجه به این موارد میشه گفت گرافیک این بازی از نقاط قوت مهمش هست

گیم پلی

فنسی پنت گیمپلی

محمد :
تو دنیای کارتونی فنسی پنت ما با یک اثر پلتفرمر طرفیم اثری که علاوه بر ویژگی های متفاوت و مخصوص بازی الهام های زیادی از پلتفرمر های بزرگ دنیای گیم هم گرفته.
همونطور که سوشیانس گفت بین انیمیشن های بازی وفقه ای وجود نداره و با ظرافت طراحی شدن مثلا زمانی که سریع میدوید کاراتر به حالتی مثل سریع دویدن سونیک شتاب میگیره و اگه بخواید برگردید اینجا المان خود فنسی پنت رو می‌بینید یعنی کاراکتر به جا ایستادن و برگشتم روی زمین سر میخوره، میچرخه و تغییر جهت میده، همین مکانیک روی پریدن های ماریو مانند و ضربات چرخشی شمشیر هم صدق میکنه که یادم نیست شبیه کدوم بازیه.
اما پیاده کردن تمام مکانیک های معروف رو یک بازی کار چالش برانگیزیه و نقطه ضعف بازی هم اینجاست چون روی سطح دشواری اثر میذاره، ازونجایی که بازی سعی میکنه از هر اثر معروف یه چیزی برداره بعضی جاها خیلی سخت و بعضی جاها خیلی آسون میشه و برای کسی که سعی میکنه تو یه قسمتی با بازی مثل سونیک رفتار کنه یا جایی مثل کرش بندیکوت باشه چون مراحل شبیه اونان ممکنه تو ذوق بخوره که نه خیر این فنسی پنت رو اعصابه


سوشیانس :
گیمپلی بازی سعی کرده بیشترین شبیه سازی یه پارکور کار واقعی رو به ما نشون بده
همه چیز دقیقا مثل واقیعته ، مثلا اگه مدت زمان زیادی بدویید ، شتاب میگیرید و کنترل کاراکتر سخت میشه و اگه بخواید که شخصیت رو متوقف کنید ، مثل این میمونه که ترمز قطار رو کشیده باشید ؛ البته در حالت شتاب زیاد ، فاصله طولانی تری رو میشه پرید و بیشتر میشه روی دیوار راه رفت.
دشمن های بازی ، همشون الکی ان و خیلی راحت میتونید همرو ناک اوت کنید ، البته اگه آروم آروم حرکت کنید ! اگه شتاب بگیرید ، به اندازه شتاب گرفتن ، کشتن دشمنا هم سخت میشه و به سختی میتونید بهشون ضربه بزنید (ولی اونا به راحتی پرتابتون میکنن! )

وقتی شمشیر پیدا میکنید ، دیگه اکشن بازی بی نهایت آسون میشه و فقط نیازمند استراتژی چیندنید ؛ مثلا موقع نبرد با یک دشمن ، طوری زمان بندی کنید که اگه یه انمی دیگه از پشت بهتون حمله کرد ، از همه چیز جا خالی بدید و در بهینه ترین حالت دشمنا رو بکشید.

همین موضوع ، توی فانسی پنتس خیلی رو اعصابه . اگه بتونید دشمنا رو شکست بدید بسیار لذت بخش خواهد بود و به خودتون افتخار میکنید ، ولی احتمال شکست خوردن ازشون زیاده .
با اینکه ضعیفن ، ولی جوری در بازی قرار داده شدن که از چند طرف به شما حمله کنن؛ مبارزه با یه دشمن به منزله ضربه خوردن از یکی دیگست.


Saul:
گیم پلی این بازی در کنار گرافیکش ، از نکاتی هست که توی نگاه اول آدم رو به خودش جذب میکنه. بخش پلتفرمر بازی واقع گرایانه طراحی شده که باعث میشه چالش هایی به وجود بیاد و بعضی از حرکت های شخصیت مثل بقیه بازی هم سبک خودش نیست ، که این موضوع گاهی اوقات لذت بخش و گاهی اوقات ممکنه خیلی سخت به نظر بیاد ولی در کل خاص و جالب هست. بخش اکشن تقریبا تا اواسط بازی همون شکلی هست که توی بیشتر بازی هم سبکش وجود داره ، یعنی اینکه روی سر دشمنان میپرید یا هم با دوییدن به سمتشون و زدن یک دکمه ، دورشون میکنید. اما از یک جایی به بعد شما به شمشیر می رسید که میتونید شخصی سازی اش کنید و بعد از اینکه به این شمشیر می رسید با دشمنان جدیدی رو به رو میشید که دزدای دریایی هستن و با شمشیر با شما درگیر میشن. من زمانی که اولین بار این بخش رو انجام دادم فکر میکردم که مبارزات با شمشیر جالب تر شده ولی بعد از تموم کردن بازی فهمیدم که باز هم چالش خاصی نداره و شما فقط اگر برای چند لحظه پشت سر هم یک دکمه رو نگهدارید ، میتونید به راحتی اون افراد رو نابود کنید و به جز طوطی ها که یکم کار رو سخت میکنن ، بقیه شون چالش خاصی درست نمیکنن

داستان

​​محمد :
داستان فنسی پنت نسبت به دو نسخه قبلش ( تازه رفتم ویکی پدیا خوندم دربارش) یکم جدی تر میشه اما همین جدی شدنه هم خیلی جدی نیست
در نظر بگیرید تو نسخه دوم یکی بستنی شو میدزده :/
این قسمت خواهر فنسی یعنی کیوت پنت دزد دریایی رو شکست میده و دزدا میبرنش به عنوان رئیس انتخابش کنن. ما میریم که نجاتش بدیم.
این داستان کوچیک و فان با سرگرمی های توی بازی هماهنگی خوبی داره نه اونقدر بی کشش که ندونیم اصلا چیکار داریم میکنیم و نه اونقدر عجیب غریب و پیچیده که با گیم پلی مبارزه ای سادش در تضاد باشه
هرچند که بازی گنجایش گسترده تر شدن رو داره و همین نسخه هم نسبت به قبل پیشرفت های خوبی کرده.


سوشیانس :
خطر اسپویل
اولین کات سین بازی ، فانسی پنتس رو در حال خوابیدن نشون میده و یکی از بادمجون دور قاب چین های پادشاه ، میاد و بیدارمون میکنه و میگه‌دزدای دریایی بهمون حمله کردن بیا نجاتمون بده. اینم بنده خدا میره که دشمنا رو دور کنه.

بعد از نبرد با رئیس دزدا ، بقیه دزد ها میان خواهرمونو میدزدن :/
مام میریم که خواهرمونو نجات بدیم.
وقتی میرسیم به خونه دزدا ، میفهمیم که خواهرمون الان رئیس دزدا شده و کاپیتان قبلی رو زندانی کردن !
این دلقک هم دستور میده فانکی پنتس رو هم زندانی کنن و حالا این شخصیت باید از زندان فرار کنه.
بعد از فرار از زندان دوباره به سراغ خواهر ریقو میریم ، و اینبار میبینیم که کاپیتان ریش رنگارنگش رو قهوه ای کرده و تونسته به خاطر اعلام برائت از لگبت دوباره قدرتشو بدست بیاره .
خلاصه ، ما با این دزد دریایی گنده گوز میجنگیم و شکستش میدیم ، خواهره رو هم بلند میکنیم میاریمش خونه
قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید

پایان اسپویل
این یه داستان قشنگه ؛ کودکانه ، بی ریا ، طنز ، و بدون جدی گرفتن چیزی.
بازی سعی نمیکنه که به آدم کلمات قلمبه سلمبه فلسفی یا سناریو های پیچیده نشون بده ، سعی میکنه که یه داستان خوب وساده بنویسه .
و همین ، نقطه قوتیه.


Saul:
توی این بازی باید برای نجات خواهر شخصیت اصلی از دست دزدای دریایی ، از محیط های مختلفی که تنوع زیادی هم دارن و شما رو خسته نمیکنن ، بگذرید. این داستان خیلی ساده به نظر میرسه و شروع و پایان خاص و غافلگیر کننده ای نداره اما نمیشه ازش ایراد گرفت چون به فضای بازی میخوره و نمیشه ازش انتظار داستان پیچیده ای داشت. خیلی موندگار و به یاد ماندنی نیست ولی برای چندین ساعت ، سرگرمتون میکنه. بعضی از دیالوگ های بازی هم مثل زمانی که برای اولین بار به شمشیر میرسیم ، به شکل طنز نوشته شده و خلاقیت سازندگان بازی رو نشون میده

سوشیانس
دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۳
23:9
دندان روی جگر بگذار.